پرستوها، سفر کردن از این خاک گرفته غم
دیگه چیزی نمونده جز یه مشت خاکستر و ماتم
شقایق ها همه زخمی تو بغض خاک می مونن
کلام عاشقی رو با یه شعر تازه می خونن
دلم ترسیده بود از شب ولی خورشید من اینجاس
کسی از خاک کوروش باز تو این پس کوچه ها تنهاس